برچسب:
نویسنده: مهسا رضایی
بی اختیار، بغض که می گیردت، بگو
در خود شکست را نپذیری چه می کنی؟
با این اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ
تو جای من...جز اینکه بمیری چه می کنی!
ای عشق...ای قدیم ترین زخم روز گار!
در گوشهء دلم سر پیری چه می کنی؟
دست تو را دوباره بگیرم چه می شود!
دست مرا دوباره بگیری چه می کنی؟
#اصغر_معاذی
❤
برچسب:
نویسنده: مهسا رضایی
چون یوسف از کنار ذلیخا گذشته ام هرچند تشنه از لب دریا گذشته ام
*********************************************************
عاشق ذلیخا ماندن است چون قید دنیا را زده
تقصیر یوسف نیست که دلبر به دنیا آمده
برچسب:
نویسنده: مهسا رضایی
برچسب:
نویسنده: مهسا رضایی
لغتنامه دهخداشبخو
برچسب:
نویسنده: مهسا رضایی
در دفتر طبیب خرد باب عشق نیست
ای دل به درد خو کن و نام دوا مپرس
ما قصهٔ سکندر و دارا نخواندهایم
از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس
حافظ رسید موسم گل معرفت مگوی
دریاب نقد وقت و ز چون و چرا مپرس
برچسب:
نویسنده: مهسا رضایی
Shahram Auobi:
انسانهای خوب و با وفا همانند ستاره های آسمان هستند، که پیرامون یک ماه و در یک کهکشان به گرد هم می گردند.
خداوند از دور ترین نقاط کهکشان این ستارگان را در یک خط سیر به گردش در می آورد ،همانگونه که انسانهای خوش قلب و خوش سیرت را همانند دو بال یک عقاب با همدیگر به پرواز در می آورد.
برچسب:
نویسنده: مهسا رضایی
برچسب:
نویسنده: مهسا رضایی